بعد از مدتها باز من اومدم.
سلام
چطورین مستمعین عزیز.
البته به طور حتم،الان یکی هم مستمع ندارم.
ولی از اونجایی که آدم بزرگی هستم و کمی هم رگ و ریشه ی دیوونگی دارم،
ناراحت که نمیشم هیچ.
کمی هم دچار مشکل خوشحالی میشم.
چه کنیم دیگه، نه که همه روزه در کوی و برزن ملت دنبالمن که ازم امضا بگیرن،
دیگه آدم کمی دلش می خوام که یکمم تنها باشه و دور از دید اعضای محترم جامعه ی محترم تر.
به قول شاعر:
آقیون خانوما همه دستا بالا
فردا نریزد تو خیابون واسه آشوب حالا.
البته بر خلاف خیلیا من میگم باید فردا شلوغ بشه.
این ملت نیاز به همبستگی دارن.
با اینکه به صورت لوس و زیاد از کلمه ی دشمن تو این مملکت استفاده شده.
ولی به واقع الان دشمن زیاده.
کمی همبستگی نیاز داریم.
و باز هم البته:
با اعلام کمی دلخوری و نیاز به تغییر.
البته نه از نوع اتوبوس آتیش زدن.


تقدیم به...
