شايد يه مدت طولاني آپ نکنم
يوخوده دعام کنيد
![]()
شايد يه مدت طولاني آپ نکنم
يوخوده دعام کنيد
![]()
روش ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! ﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگههایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!﴾
روش ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلوییها زودتر راه بیفتن!
روش ۳: وقتی میخواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین!
روش ۴: وقتی از کسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین!
یک اسلحه ی کمری دست دوم
با صدا خفه کن
یا
بی صدا خفه کن
به قیمت مُفتی خریداریم.
از یابنده تقاضا می شود ، هر چه سریع تر به دفتر مراجعه کند.
دیگه از این دنیا خسته شدم
به قول مظفر خان:
(میمیریم)
مي خوام روشنيه عُقدمو خاموش کنم
ولي نمي تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتي قلم و کاغذم توي دست من بود
پس مي نويسم نامه اي به رئيس جمهور-
با عرض سلام خدمت رئيس جمهور محترم
واسه گفتن حرف ميشمورم فرصتو مغتنم
تو که گوش ميکني به حرف هر صليقه اي
مي شه وقتتو به من هم بدي چن دقيقه اي؟
من نگرانم ، واسه تاريخ تحرف شده
واسه مغز جونايي که تحريک شده
درد ما دوا نشد دکتر مملکت
که شعاراتونم بدتر به ماها حمله کرد
مُخم بيداره ، ولي ترجيح ميدم باشه تو خواب
تا اينکه سينم بشه سنگ قبر آرزوهام
عمر من رفت به درک ، واسه نسل بعد
مي خونم ، مثل اينکه فعلا به ما وصله درد
وسله کرد ٬تيکه ي غم و بس که من
ميبينم نابغه هامونم شدن نسل گرد
هيچ وقت تصور نميکردم بشيم انطوري
که داشته باشيم ميليون ها جون دينگ و ريز
ملت خلاف مي کنن تا برن زندون ، واسه جاي خواب
خيليا وقتي مردن عکسشون بدرقه نشد با يه قاب
ميدونم حرفاي من مي خوره تش به بن بست
ملت هنوز ميرن مسجد تا کفش بدزدن
به خدا اين همه ادعا نيش خند داره
ايران صادر مي کنه دختر هيجده ساله
رو زمين نشستي فکر کردي که اوجه قلَْس
اميد من به نجات ، در حد مُعجزس
تو خودت خوب مي دوني چقد شده در گيري زياد
به خدا قران روي تاقچه گرد گيري مي خواد.
فقط شعار ، که دنبالش هستي فقط تا ما
بشنيم قران به دست ، بکنيم فقط دعا
سند حرف منه ، چهره ي سطح شهر
يه چرخ بزن ، تو دوي نصفه شب به بعد
نفس بکش ، اين آسفالته که بوي خون مي ده
دقت کن ، يه جون اون گوشه داره جون مي ده
------------------
تو گفتي دولت من ، دولت آرامشه
که ذهن مردم واسه حمايتت آماده شه
وسعت فکره منه ، از خزر ، تا خليج فارس
نمي خوام از من بگيرنش ، بشه دريچه باز
براي بد شدنه اوضاعو براي جنگ
حرفش مال توعه ، عواقبش براي من
هنوزم بُهت زدم و من نشستم به حيرت!
که چرا جاي خون ، نيکوتينه توي رگ غيرت؟
...
نمي دانم که قرار است در عاقبت اين حکومت گلستانٍ در ميان آتش ،
ما ايراني ها قرار است بشويم ابراهيم ،يا هيزم؟
در حال حاضر که کمي احساس گرما بَرٍمان مشتبه شده.
حال تا ببينيم قرار است چه بشود.
از طرفي اين کاهش قيمت ها کمي اميد زنده ماندن را دارد مي افزايد.
ولي بدي داستان اين است که انگار کاهش قيمت ها ، نه از زيرکي دولتيان
است.
که از آشوبيست که جهان را فرا گرفته و اين آب گلالود هم شده تنباني براي
آنان که نداشته اند.
از قرار ، به قول دوستان (بازم مثل هميشه ، ايران برنده ميشه).
البته در اين مواقع ، کلماتي همچون پنبه دانه و شتر و غيره به ذهن انسان
هوشمند خطور مي کند و کمي هم نيش خند.
کاش انقدر ابلح بوديم که باورمان می شد.
متاسفانه از اين نعمت خدادادي بي نسيبيم و اين هم از برکات ايراني بودنمان
است.
هم اکنون دارد افکاري از ذهن اين حقير ميگذرد که در گفتمانشان مشکوکم ،
که زبان سرخ ، سر چيز را به باد مي دهد.
و البته اين افکار کمي مستند ، کمي هم با احساس حالتي شبيه به تهوع
همراه شده است.
الاهي به اميد خودت.
ماهم همچون ديگر دوستان انگيسي و البته جديدا ايراني ، از اين ضرب المثل
آنطرفي استفاده ميکنيم
که مي فرمايد:
اگر ديگراني خواستن به تو تعرض کنند و نتوانستي مقاومت کني ، تو هم
لذت ببر
و انگار که همه دارند ما را هم به لذت بردن دعوت ميکنند.
يا خدا ،خيلي مخلصيم
آخه چي ميشد کلا شيطوني نداشتيم؟
آخه نوکرتم ، از اين بلا بيشتر نداشتي که بندازي به جون بنده هات؟
يارو عينهو سيريش مي چسبه به آدم وهم يسخونک ميزنه.
هي انگشت مي کنه تو چشو چال آدميزاد که اينجوري کن ، اونجوري کن.
آدميزادم که نفهم.
عينه گوسفند هر چي اون گفت انجام مي ده.
آخه اينم شد روزگار؟
نميشد يه کم آدم ترمون مي کردي ، بعد مينداختيمون اينجا؟
قربون کرمت برم
خودت انداختيش به جونمون ، خودتم يه کمکي کن از اين حس نا زيباي
گوسفندي خارج بشيم.
به خودت قسم ، نه که فک کني ما آدما دوستت نداريم ها!
نه
فقط اين شمه ی منگليمون ، اونم بعضي وقتا ، يه کم کار دستمون ميده.
مي بيني که! ناجور هم کار دستمون مي ده.
يه جاهايي يه گنداي بالا مياريم که اون سرش نا پيدا.
بعدشم مثل ... توش ميمونيم.
آخرشم که دس به دامنه خودت ميشيم.
حالا ما يه خريتي کرديم ، بايد اينجوري زايعمون مي کردي؟
راهه ديگه اي نبود که شير فهممون کني؟
به قول بر و بچ چاله ميدون ، خو قلت کرد ن و گذاشتن واسه اين روزا.
ولي جدي جدي ديگه تکرار نميشه.
اصولا خيلي چاکرتيم