تبليغاتX
دست نوشته های یک دیوانه

 

توجه


به تعدادی کارگر ساده ،جهت اداره ی امور کشور نیازمندیم.

 

 

+ مرقوم شده توسط جناب استاد آ شیخ هادی امجد الدوله در شنبه 18 آبان1387 و ساعت 10:0 بعد از ظهر |

 

از همانجا شروع شد


همان اوایل که این خاک داشت پا می گرفت
فکر می کنم در حدودای چهار پنج میلیون سال پیش بود
همان زمانی که این درختان سر به فلک کشیده و آن جانوران عظیم الجسه
داشتند یکی پس از دیگری به زمین می افتادند و کمی بعد هم زیر خاک می رفتند و...
حال که این همه سال از آن سرمایه های زیر خاک رفته می گذرد
این سرمایه ها شده اند بلای جانمان
عامل بیچارگی این ملت
باعث تن پروری همه ی ماها
یادمان رفته باقی آدمها چگونه دارند تلاش میکنن
یادمان رفته
هی به خودمان می گوییم این حق ماست ، آن حق ماست
نفت حق ماست
گاز حق ماست
پول حق ماست
تفریح حق ماست
رفاه حق ماست
که در واقع هیچکدامشان حق ما نیست
این چنین مردمی ، هیچ حقی ندارند
کاش این نفت را نداشتیم و یاد می گرفتیم در قبال کاری که انجام میدهیم ، خدمات دریافت کنیم
شده ایم مثال آنانی که می خواهند یک شبه ره صد ساله را بروند
همه مدعی شده ایم
همه اعتراز می کنیم وغر می زنیم و مثلا بحث سیاسی
عجب رونقی گرفته این بحث های آبکیه سیاسیه تو خالی
مثلا همگی خودمان را سیاسیانی می دانیم که حق داریم در هر داستانی دستی وارد کنیم و... (یکیش خودم)
به قولی اوهوکی
البته نمونه های دیگری هم مثل من پیدا می شوند
مثلا همینانی که بخاطر چهره بودن رفتند مجلس
آخ که این یکی هم باید بماند
پس بماند که این همه دیپلمه رفتند مجلسو دکتر برگشتند.
البته بر هم که نگشتند
( جون تو امروز اصلا رمق نوشتن ندارم.دارم دری وری میگم)
این هم از عوارض دیوانگیست
خودمانیم ها
دیوانگی هم عالمی دارد

 

+ مرقوم شده توسط جناب استاد آ شیخ هادی امجد الدوله در پنجشنبه 16 آبان1387 و ساعت 7:43 بعد از ظهر |