تبليغاتX
دست نوشته های یک دیوانه

 

اگر حشره اي در فنجان قهوه بيفتد،

 تصور مي کنيد واکنش يک:

 آمريکايي،

 انگليسي،

 چيني

 و يک صهيونيست اسرائيلي

 چه خواهد بود؟!

 

 مرد انگليسي فنجان را به خيابان پرتاب و کافه را ترک مي کند.

 مرد آمريکايي، حشره را خارج مي کند و قهوه را سر مي کشد!

و مرد چيني حشره و قهوه را با هم سر مي کشد.

 ولي مرد اسرائيلي:

 1- قهوه را به آمريکايي مي فروشد و حشره را به چيني.

 2- در تمام رسانه ها شيون و زاري مي کند که امنيتش در خطر است.

3- فلسطين و حزب الله و سوريه و ايران را متهم مي کند که جنگ

ميکروبي

 

+ مرقوم شده توسط جناب استاد آ شیخ هادی امجد الدوله در چهارشنبه 25 دی1387 و ساعت 11:39 بعد از ظهر |
 

و آنگاه که من نبودم،همه چیز بود

 

دیگرانی بودند از من و ما بهتر

هم آنانی که من و ما را یکی دانستند و

  غرق در این مهلکه ی هلاکت بار امروز را برای فردا زیستن نمیشدند

فردا هایشان را هم چون امروزیان قسط بندی نمی کردند.

یادشان بود میشود دستی را گرفت

یادشان بود بنی آدم اعضای یکدیگرند

شعر می خواندند و سر خوش از شاد بودن دیگران

شعر می خواندند و می دانستند چه می گوید

میدانستند ستارهای آسمان مال آنهاست

صاف بودند و یک دست و آراسته

نه همچون امروزیان آراسته ، اما پر از تیغ و شیشه

نه همچو من

که غرق من و منیت امروزیم

نمیدانم کدام ستاره را خدا برایم آفریده

نمی دانم چرا تنها ماندم و نمی دانیم چرا تنهاییم

خسته ایم و مغرور
دوری هم می کشیم و تن به گفتن سلام اول نمیدهیم

پریم از من

اما نمیدانیم دله تنگمان از من تنهایمان پر شده

از شنیدن هراسانیم و دست از گفتن نمی کشیم

یادش به خیر

کودک که بودیم ، همه را دوست داشتیم

چه روزگار خوشی بود

دلمان لک میزد برای دیدن هم

بازیهایمان بی دغل بود و حواسمان به کلاه کسی نبود

ترسی هم از برداشته شدن کلاهایمان نداشتیم

بچه که بودیم

اگر خشک سالی می شد،میفهمیدیم کار بدی کرده ایم و این تنبیه خداست

اگر از پدر تندی می دیدیم ، میدانستیم از ماست که بر ماست

نمی دانم چرا امروز یادمان میرود ؟

 

آه که یادش به خیر

 

 

+ مرقوم شده توسط جناب استاد آ شیخ هادی امجد الدوله در چهارشنبه 25 دی1387 و ساعت 11:26 بعد از ظهر |

 

راستی

این عکسه که شبیه خودمه٬

اصولا خودمم

و طبق اصل وراثت٬آدمها اول به خودشون از همه شبیه تر هستن

البته الان یوخوزه تغییر کردم

الان کلی مو هام سفید شده

+ مرقوم شده توسط جناب استاد آ شیخ هادی امجد الدوله در چهارشنبه 25 دی1387 و ساعت 11:12 بعد از ظهر |

 

به قولی

شما آمدید٬ما نبودیم.

 

آنقدر چیزی ننوشتم که دارم به سختی اینا رو می‌نویسم.

البته عوضش توی این حدودا ۶۵ روزی که نبودم٬تا الان

۱۴ تا دفتر ۶۰ برگ دست نوشته جمع کردم.

خودم که خیلی راضیم.

امیدوارم فراموشم نکرده باشین.

من هنوز همون دیوونم.

کلی دلم واسه یه دیوونه بازیه حسابی تنگ شده.

نبودنم دیگه زیاد طول نمیکشه.

باز هم به قولی:

بر می گردم

حتما

+ مرقوم شده توسط جناب استاد آ شیخ هادی امجد الدوله در چهارشنبه 25 دی1387 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |